طراوت صبح

یه مامان خونه دار که نویسندگی رو دوست داره

طراوت صبح

یه مامان خونه دار که نویسندگی رو دوست داره

سلام خوش آمدید

درگیری روح

يكشنبه, ۱۲ آبان ۱۴۰۴، ۱۱:۳۹ ب.ظ

به خونه جدیدی نقل مکان کرده بودیم. اسباب ها رو چیده بودیم ولی هنوز به فضای خونه عادت نکرده بودیم . از نظر من این خونه، سوراخ سمبه زیاد داشت. پله هایی داشت به بالا و پایین. پله هایی که به سکوهایی ناموزون در اتاق نشیمن یا سالن وصل می شد . از این خونه های بزرگ ولی نه شیک.
 
اون شب تعدادی مهمان دعوت داشتیم. دقیقا یادم نیست چه کسایی بودن خونمون ولی کم نبودن. 
از کارهای قبل و بعد و پذیرایی کردن و ... خسته شده بودم. خواستم کمی بشینم روی مبلی که تو سالن بود . ناگهان چشمم افتاد به گربه عجیبی در وسط اتاق. گربه ای که قیافه ش ثبات نداشت. انگار هر آن داشت تبدیل می شد به موجودی دیگه . مثل عکسهای پشت آینه جیبی که قدیما داشتیم و با حرکت آینه عکسهای پشت جلدش تغییر می کرد و ذوق زده مون می کرد . گاهی صورتش تغییر می کرد و گاهی بدنش.شبیه آدمی شده بودم که چشمهام رو پرده ای تار پوشونده بود و نمی تونستم واقعیت رو واضح ببینم . چیزی نمونده بود گربه به شیر واقعی تبدیل بشه که همسرم با شجاعتی که قبلا ازش ندیده بودم ، پرید و مثل حریف کشتی ،پنجه در پنجه گربه شیر مانند یا شیر گربه مانند شد. با فشاری که به این جانور آورد اونو به ماهیت نخستش برگردوند ( همون گربه)  و بعد هم گربه با جیغی مخوف پا به فرار گذاشت. 
تقریبا نفس راحتی کشیده بودیم. مهمانی به شکل معمولی خودش برگشت. همه چیز داشت یادمون می رفت که ناگهان گربه به شکل غول آسایی وارد سالن شد و با چشمهای جادویی و افسانه ای خودش هر کس رو تبدیل به موجودی می کرد، موجوداتی که ماهیت واقعی ندارن. تقریبا به موجودات ترسناک انیمیشنی که شبیه به گودزیلا بودن . هر کس ناله ای وحشتناک سر می داد و از چهره جدیدش ابراز شدید نارضایتی می کرد. صحنه رعب آوری بود که ببینی هر کس به شکلی ترسناک درحال فریاد زدنه. اون هم با دهانهایی بزرگ و پر از دندانهای کشیده . با این فریادها بود که از خواب ناخوشایندم بیدار شدم. 
این خواب نیاز به تغبیر نداره. چون علتش رو می دونم. بعد از مدتهای طولانی دسترسی به یوتیوب پیدا کردم و به شکل تصادفی فیلمها رو می دیدم در حالیکه شدیدا خواب آلود بودم. 
بنده از اون دست اشخاصی هستم که اتفاقاتی که در بیداری میفته یا فیلمهایی که می بینم تاثیر شدیدا مستقیمی روی خوابم میذاره.و این عده احتمالا کم نیستن. 
یعنی من دو قسمت سریال "مردگان متحرک" دیدم یه هفته کابوس دیدم. و همان شد. 
روح و جسم شدیدا به همدیگه وابسته ن. چرا دین ما حلال و حرام می کنه. چرا لقمه باید طیب و طاهر باشه. چرا صلح رحم در طول عمر تاثیر داره ، چرا صدقه هفتاد بلا رو دور می کنه، چرا خمس واجبه و کسی که خمس نده لقمه ش خوردن نداره . 
من سعی می کنم قبل از خوابیدن یکی دو سوره رو بخونم و سلام بر امام حسین رو هم فراموش نکنم. خیلی خوبه امتحان کنید.
می تونید برای انتخاب اینکه چه سوره ای بخونید قبل از خوابیدن، تحقیق مختصری بکنید. می ارزه. یا علی 

  • صبا کریمی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی